عبد الجليل قزوينى رازى

555

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

شيعت نكاح متعه رواست و مخالفت عمر « 1 » درين مسأله نقصان مذهب شيعت نكند كه « 2 » مسائل خلاف ميان بو حنيفه و شافعى كه مخالف يكديگر است ، به همه حال اسناد هر خبرى « 3 » ببو بكر و عمر و عثمان و دگر صحابه باشد و چون در يك حكم دو خبر مختلف از دو صحابى روايت كنند « 4 » بضرورت [ يكى ] خلاف آن ديگر باشد و مذاهب را نقصانى نيست ، اگر شيعت در مسائلى « 5 » شرعى اقتدا بامير المؤمنين و صادق و باقر « 6 » كنند نقصانى نكند و نكاح متعه بىشبهت بمذهب شيعت حقّ و درست است و حلال است عقدى است شرعى بمهرى معلوم ، ايجاب و قبول حاصل ، و گر بمذهب خواجه طلاق بىگواه « 7 » درست است بمذهب شيعت اين نكاح بىگواه درست است تا به آن قياس مىكند « 8 » و هرچه او را لازم است در طلاق بىگواه ما را لازم داند « 9 » در نكاح بىگواه ، و خبرى از اخبار آحاد كه آورده‌اند بمذهب ما ايجاب علم و عمل نكند وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ اما آنچه گفته است : « و گر صد طلاق بخورند گويند برنيفتد زيرا كه رضاى مرد و زن شرطست » اين بيچاره كه بيست و پنج سال دعوى مىكند كه رافضى بوده است بيرون از آنكه از اصول مذهب شيعت يك ذرّه خبرى ندارد از فروع هم « 10 » به حمد اللّه آگاه نيست . اوّلا اگر طلاق خورند و يكى خورند برافتد ، امّا اگر نه طلاق باشد و هزار « 11 » بخورند برنيفتد اوّل بايد كه بداند كه طلاق كدام باشد ، بلفظ اعتبار نيست شرايطى هست آن را ؛ چون حاصل باشد برافتد ، و گر نباشد برنيفتد ، در كتب فقهى شيعت ببايد ديدن تا اين شبهت زايل شود و رضاى زن از شرايط طلاق نيست كه اگر مرد بهزار فرسنگ از زن غايب باشد و بىعلم و رضاى زن طلاق دهد برافتد چون شرايط حاصل باشد و رضاى زن معتبر نيست در آن . و آنچه گفته است كه : « اين‌چنين طلاق هرگز ممكن نگردد » عقلا دانند كه

--> ( 1 ) - ن « عمر » را ندارد . ( 2 ) - كذا در نسخ پس « كه » شايد بمعنى « چون » و يا « مثل و مانند » به كار رفته است . ( 3 ) - ب ن : « هر چيزى » م : « همه چيزى » . ( 4 ) - ع : « دو خبر مختلف آرد و صحابى روايت كند » م ب : « دو خبر مختلف آرد و صحابه روايت كند » ن : « دو خبر مختلف آرد و از صحابه روايت كرده » . ( 5 ) - م ح د : « مسائل » ( بدون ياء در آخر ) . ( 6 ) - م ب : « بامير المؤمنين و امام جعفر صادق و امام محمد باقر » ح د : « بامير المؤمنين و باقر و صادق عليهم السّلام » . ( 7 ) - ن : « بىگناه » . ( 8 ) - ح د : « تا با اين قياس كند » . ( 9 ) - م : « لازم آيد » ن : « لازم دارند » . ( 10 ) - « هم » فقط در دو نسخهء « ح د » است . ( 11 ) - م ب ن : « هزار بار » .